یه روز تو یه خیابون یه پسری عاشق یه دختر میشه
بعد میره جلو حرف میزنن و با هم دوست میشن همین طور که در حال راه رفتن هستن یهو یه ماشین خیلی زیبا میاد و جلو اینها نگه میداره ...

بعد دختره بر میگرده میگه :
عزیزم تو خیلی پسر خوبی هستی اما پیاده روی خیلی واسه پاهام ضررداره

بعد میره سوار ماشین میشه میگه : بررررریم

راننده میگه:کجا خانوم من راننده این اقا هستم بفرمایید پائین لطفا.


به سلامتی اون ماشینی که راننده اون پسر نبود اما خودش رو جای راننده جا زد
تا غرور اون پسر شکسته نشه 

خدا هیچ پسری رو، انقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه: عشقم

blue moOoOoOoOoOoOoOoOoOon#




Date: جمعه 17 دی 1395 | 01:22 | Writer: thislover | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران